شماره تماس رزرواسیون 24/7 09138085863_03155455862/3

کمال الملک

محمد غفاری معروف به کمال الملک

نقاش بزرگ معاصر ایران در سالهای نخست فرمانروایی ناصر الدین شاه قاجار در یک دودمان کهن، هنرمند و سرشناس کاشان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی محمد غفاری در مکتب یا مکاتب زادگاهش، کاشان صورت گرفت. پدر محمد غفاری که خود نیز مانند پدرانش دارای پیشه نقاشی بود بعد از فراغت یافتن فرزندش محمد از تحصیلات ابتدایی او را با پسر دیگرش ابو تراب که سه سال بزرگتر از برادر خود بود به تهران فرستاد.
محمد  و ابوتراب در مدت ۳ سال اشتغال به تحصیل در دارالفنون در رشته نقاشی، موفقیتهای شایانی بدست آوردند. یک روز ناصر الدین شاه هنگام سرکشی به این مدرسه، تابلویی را که محمد غفاری از چهره شاهزاده «اعتضادالسلطنه» مدیر دارالفنون کشیده بود ، دید و شدیداً تحت تاثیر زیبایی تابلو و شباهت بسیار زیادش با چهره مدیر مدرسه قرار گرفت و در نتیجه از هویت نقاش تابلو جویا شد، او را معرفی کردند. ناصرالدین شاه او را فرا خواند و دستور داد تا یکی از تالار های کاخ گلستان را به عنوان نقاش خانه در اختیارش بگذارند و برایش مقرری و مواجب نیز تعیین کنند.

 

از آن زمان ستاره بخت این جوان با روالی استوار رو به اوج نهاد. ابتدا عنوان (خان) و پیشخدمت مخصوص به او داده شد اما مدتی بعد به مقام نقاش باشی ارتقاء یافت و کارهای او نیز هر روز بیش از پیش ستایش همگان را بر می انگیخت، تا آنجا که فرمانروای قاجار خود نیز شاگردی استاد را پذیرا شد و او را به لقب کمال الملک مفتخر ساخت و برای تکمیل اطلاعات و مهارت های پیشین خویش در کار نقاشی روزانه ساعاتی را نزد وی به شاگردی می پرداخت. تماس های روزانه و مداوم میان کمال الملک به عنوان استاد از یکسو و فرمانروای کشور به نام هنر آموز از سوی دیگر موجب شد تا رابطه پیش خدمتی و خداوندگاری جای خود را به رابه معلمی و شاگردی دهد و میان آن دو، نوعی دوستی و رفاقت پدید آید. در این مدت کمال الملک بیش از ۱۷۰ تابلو کشید که مشهورترین آنها«تالار آیینه» است و نخستین تابلویی است که امضای نقاش را بر خود دارد.
سعادت و شادی کمال الملک با یافتن همسری دلخواه (خواهر مفتاح الملک) و گرم شدن محیط خانواده اش با تولد دختری زیبا، از چشمه های دیگر شادی و سعادت او بود اما از آن جا که « گنج و مار، گل و خارو غم و شادی به همند» حادثه مرگ برادر بیست و هشت ساله اش ابو تراب که دوست او نیز بود نقاش جوان را با رنج و اندوهی عمیق قرین ساخت.
پیشامد ناگوار دیگری که جهان را در نگاه کمال الملک سیاه کرد و زندگی را بر او تیره ساخت حادثه دزدیده شدن مقداری طلا و جواهر از تخت طاووس بود، رویداد مزبور از این حیث به نقاش باشی لطمه روحی وارد ساخت که تخت طاووس در تالار آیینه کاخ گلستان بود. این مطلب موجب گردید که کمال الملک مورد بدگمانی واقع شود و پس از احضار از سوی مسئول تحقیق، مدت چهار ساعت مورد بازجویی قرار گیرد،

اگر چه سارق اصلی دستگیر و اعلام شد اما خاطره تلخ این حادثه برای همیشه در ضمیر نقاش بزرگ و پاکدامن باقی ماند.

 

پس از مرگ ناصر الدین شاه و در آغاز سلطنت مظفر الدین شاه کمال الملک با کسب اجازه از او برای ادامه تحصیلات در زمینه زبان فرانسه و مطالعه در امر نقاشی و همچنین دیدار از موزه ها راهی کشورهای اروپایی شد. او به مدت سه سال در ایتالیا وفرانسه و مدت کوتاهی هم در اتریش به سر برد.

ورود کمال الملک در بازگشت از اروپا به تهران مصادف شد با انقلاب مشروطیت و او با انتشار مقالات و ترجمه هایی از آثار (ژان ژاک روسو) و سایر نویسندگان آزادی خواه فرانسه، دین خود را به نهضت جدید ادا نمود.

با شروع سلسله پهلوی کمال الملک به یکی از روستاهای نیشابور می رود ( یا تبعید می شود) اما خود در جایی می نویسد: ( من گوشه ای از بیابان را اختیار کرده و به دو فنجان شیر قناعت کرده ام که بقیه عمر را بکوشم تا گذشته را فراموش کنم.
افراد بسیاری رنج راه را بر خود هموار می ساختند تا به دیدن این استاد بزرگ به روستای حسین آباد نیشابور بروند. محمدحسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر که با یارانش مدتی را میهمان کمال الملک بوده اند، از مهر فراوان استاد سخن ها گفته است. بسیاری از بزرگان، اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی و خارجی مانند خاورشناس اروپایی « هنری ماسه» (ایران شناس فرانسوی) همان راه خاکی حسین آباد نیشابور را با اشتیاق طی کرده اند. در بین دردها، رنج ها و صدمه هایی که در مدت زندگی طولانی کمال الملک بر او وارد آمد، هیچ یک به اندازه آسیب دیدن یکی از چشمه های او خاطرش را آزرده و خاطر یک ملت را مکدر نساخت. دردی همپای کر شدن نابغه بزرگ موسیقی (بتهون).
کمال الملک در سال ۱۳۱۹ خورشیدی بر اثر کهولت سن بیمار و بستری شد و سرانجام ساعت ۲ بعدازظهر روز یکشنبه ۲۷ مردادماه در سن ۹۵ سالگی چشم از جهان فرو بست. پیکر او را در نیشابور و مجاور مزار عطار نیشابوری به خاک سپردند.

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: نظرات در وب سایت منعکس کننده دیدگاه نویسندگان آنها است، و نه لزوما دیدگاه های پورتال وب سایت کتابفروشی. درخواست شده است که از توهین ها، سوگند و بیان عرفانی خودداری شود. ما حق حذف هر گونه نظر بدون توضیحات اطلاع رسانی.

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامتگذاری شده اند با *